مجری محبوب دیروز های ما در برنامه ورزش و مردم که بیش از بیست سال این برنامه را اجرا کرده.برنامه ای که محبوبیت خود را در سایه برنامه نود از دست داد.
اجرای برنامه ورزش و مردم توسط بهرام شفیع ساختمان پخش یکشنبه ۲۶ آذر ۸۵ ساعت ۱۲ نیمه شب.

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|
ایرج زند را خیلی ها نمی شناسند خیلی ها هم برایشان مهم نبود.جمع زمان هایی را که ما با هم گذراندیم ۱۰ ساعت نبود.اما هنوز هم باور نمی کنم که دیگر نیست.هنوز منتظرم کسی زنگ بزند و بگویید که همه چیز شایعه بود.
ایرج نقاش و مجسمه ساز قابلی است.نقاش چپ دستی که هیچ گاه از سه پایه استفاده نکرد و همیشه به شیوه نقاشان فرسک کارش را انجام می داد.
هنوز باورم نمی شود و یادش که می افتم ته گلویم چیزی سفت می شود و دهانم تلخ می شود.
عکس زیر را رضا گرفته .همان روز برفی که رفته بودیم آتلیه ایرج قبل از نمایش آثارش در خانه هنر مندان سال ۸۳.
یاد آن فنجان های چایی که خودمان می ریختم و پشت هم خالی می شد در طی گفت و گو همیشه در ذهنم خواهد ماند.

+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|
ماهی.....ماهی....ماهی.....می خوریمش....چرا؟.....نمی دانم....

+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|
یک روز پس از اولین برف در تهران فردای شبی لذت بخش این عکس را از پنجره آن اتاق دوست داشتنی گرفتم.

کمی دیر شده می دانم.اما بابک بیات رفت بی آنکه ما بدانیم چه ترانه های ماندگاری را او آهنگ سازی کرده.



حامی آخرین صدایی که بابک دوستش داشت.

من تنهام.....
این آخرین بیت ترانه را او فریاد زد و رفت حیف که ما نشنیدیم.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|
کچل و آرزومند.

+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|