تبليغاتX
بدبين
...
بهترين هديه سال نو

براي تو

رفتن من است...

ديگر چشمهاي تو

پاي هفت سين

نگران قاب خالي در

نخواهد بود...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط رضا جلالي  | 

آخرین روز امسال.هر سال روزنامه جدید ...همکاران جدید...دوستان جدید....از این همه ثبات می خواهم استفراغ کنم به سفره هفت سین.به امید ماندگاری.تحريريه ايرانشهر
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط رضا جلالي  | 

گاهی فکر می کنم جز نوشتن می شود دغدغه دیگری هم داشت.عکاسی برای من چنین است.لذت بخش ترین رفتار جهان

.افسردگي عميق

گزارش امروز همشهری هم چند عكس از شجريان دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط رضا جلالي  | 

آلفرد آزاد شد...اما این عربهای احمق تا چه زمانی به کثافت کاری شات ادامه خواهند داد؟....تا زمانی که دنیا را به گه بکشند؟...پنجاه میلیون فلسطینی از پس شش میلیون یهودی بر نمی آیند....آنوقت ما باید کمک شان کنیم؟

آزادي آلفرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط رضا جلالي  | 

این یکی را اصلا باور نداشتم که چنین شود....آلفردیکی از عکاسان خوب خبری جهان است که اصلیت ایرانی دارد و به زبان ما حرف می زند....فارسی دری...انگار نه انگار که همین دو هفته پیش در دانشگاه هنر دیدمش...یادش به خیر چقدر با رضا و ساتیار خندیدیم...اکنون احمق های فلسطینی او را گروگان گرفته اند...این عربهای کثافت نمی دانند که عکس های خبری آلفرد در دوازده سال گذشته چقدر به این عربهای کثافت کمک کرده تا نقش مظلوم را بازی کنند...این هم برگ ننگینی از حماقت عربها.  سند حماقت اعراب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط رضا جلالي  | 

درهای جهان را

من بسته ام بر خود...

و صدای قدم های من را

هیچ صدایی هم راهی نمی کند...

گله ای نیست

تنها می آییم و تنها می رویم....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط رضا جلالي  |