باور کن من حتی گاو مش حسن هم نیستم....من چی هستم؟....تو کی هستی؟....فکر می کنی من کی هستم؟

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|
شهر رویا های من.

+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط رضا جلالي
|
کاش بعضی ها به اندازه اسب شرافت داشتند و می فهمیدند که بازی با بودن دیگری چقدر احمقانه است.

+
نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|
هر چند این خط چندان قرمز نیست و بیشتر نارنجی است اما به هر حال گذز از آن باعث شد که حتی سایه ام نیز سر خود را بر باد دهد.حکایتی که این روزها دوستان زیادی را دچار خود کرده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط رضا جلالي
|
(مکان عکاسی موزه هنر های معاصر ).
+
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط رضا جلالي
|